تبلیغات
از زندگی خود ناراحتم - شعر بی وفایی و رفتن یار
از زندگی خود ناراحتم

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شعر بی وفایی و رفتن یار

سخن دیگر نگفتی ای سخن پرداز خاموشم
فراموشت نمی کردم چرا کردی فراموشم؟
ز سردی های خاک تیره آغوشت چه می جوید
چه بد دیدی ؟چه بد دیدی؟ ز گرمیهای آغوشم
نه چشم بسته بگشایی نه راه رفته باز آیی
به مرگت بار تنهایی چه سنگین است بر دوشم
به جز در دیده ام کی می پسندیدی سیاهی را؟
نمی بینی مگر اکنون که سر تا پا سیه پوشم؟
تو آگه کردی از لفظم، تو ساغر دادی از شعرم
به دلخواه تو می گویم،به فرمان تو می نوشم
نه باهوشم،نه بیهوشم،نه گریانم نه خاموشم
همین دانم که می سوزم،همین دانم که می جوشم
پریشانم،پریشانم،چه می گویم؟نمی دانم
ز سودای تو حیرانم،چرا کردی فراموشم؟

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

سر دفتر عالم معانی عشق است سر بیت قصیده جوانی عشق است ای آنکه خبر نداری از عالم عشق این نکته بدان که زندگانی عشق است........
مدیر وبلاگ : saymon

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • عزیزم اگه پسری چند ساله هستی ؟یا اگه دختری چن ساله هستی؟





نویسندگان